آموزش نویسندگی | تولید محتوا | روزنامه نگاری

سه اشتباه در داستان‌ گویی علمی که نباید انجام دهید

چند روز پیش به طور اتفاقی کتابی به دستم رسید که موضوع آن آموزش داستان‌ نویسی بود. کتاب نگارش ساده و روانی داشت. همین موضوع هم نظر من را به آن جلب کرد. در آن به خوبی توضیح داده شده بود که برای نوشتن یک داستان باید چه کارهایی انجام دهیم.

مثلا شخصیت‌های را چگونه تعریف کنیم؟ قصه را چگونه و از کجا شروع کنیم؟ چگونه چند ماجرا را در هم وارد کنیم؟ و ده‌ها نکته دیگر که باید برای نگارش هر داستان به آنها توجه کرد.

ما هم باید در نویسندگی علمی برای مخاطب داستان بگویم. اما داستانی که یک روزنامه‌نگار، نویسنده علمی یا تولیدکننده محتوا می‌گوید با داستانی که یک داستان‌نویس و نویسنده ادبی می‌نویسد، بسیار متفاوت است.

نویسنده علمی براساس واقعیت‌هایی که دیده، شنیده یا خوانده است، داستان‌گویی می‌کند، اما نویسنده ادبی، داستان‌پردازی انجام می‌دهد. اگرچه ممکن است مبنای داستان او واقعی باشد، ولی او سعی می‌کند به همان واقعیت‌ها هم شاخ و برگ دهد. چرا که باید داستانش کشش داشته باشد.

همچنین بخوانید: نویسندگی علمی چیست؟

من وقتی کتاب «بیایید داستان بنویسیم» را از انتشارات طلایی خواندم، متوجه شدم مبنای برخی از نویسنده‌های علمی برای داستان‌گویی در نوشته‌های‌شان دقیقا بر قواعد داستان‌نویسی ادبی استوار است. همین هم باعث می‌شود که مطالب آنها کمی غیرعلمی یا حتی غیرواقعی به نظر برسد.

در این شرایط مخاطب به طور ناخودآگاه بیشتر از آنکه تحت تاثیر محتوا قرار بگیرد، قلم نویسنده را نقد می‌کند؛ اتفاقی که نباید بیفتد. زیرا هدف نویسنده علمی از نگارش هر مطلب، خلق اثری هنری نیست؛ بلکه انتقال محتواست.

خواندن این کتاب به من کمک کرد تا بتوانم از زاویه‌ای متفاوت به اشتباهات نویسنده‌های علمی در داستان‌گویی پی‌ ببرم. در اینجا به سه اشتباه متداول آنها اشاره می‌کنم. دانستن این نکات به شما کمک می‌کند در فرآیند تولید محتوا و نویسندگی علمی، به جای داستان‌گویی به ورطه‌ داستان‌پردازی کشیده نشوید.

نکته مهم در کتاب «بیایید داستان بنویسیم»، این است که نویسنده آن در نگارش این کتاب از اصول نویسندگی علمی استفاده کرده است و به خوبی توانسته مرزهای باریک و خاکستری نگارش ارتباطی و ادبی را حفظ کند.

۱- پرسشی را برای مخاطب بی‌پاسخ نگذارید

گاهی اوقات بعضی از داستان‌نویس‌ها، پایان داستان‌شان را در اصطلاح باز می‌گذارند تا خواننده با تخیلش آن را تکمیل کند. هر کس هم تخیلات خاص خود را دارد. اما شما در نویسندگی علمی نباید چنین کاری انجام دهید و چیزی را به تخیل خواننده واگذار نکنید. به همین دلیل به پرسش‌ها و موضوعاتی که در مطلب خود می‌آورید، به خوبی و با دقت پاسخ دهید.

شاید بخواهید در مطلبی تحلیلی در ذهن مخاطب پرسش‌هایی ایجاد کنید. اما باید حواستان‌ باشد که این پرسش‌ها باید بعد از خواندن مطلب از سوی خواننده در ذهنش ایجاد شود. آن هم پرسش‌هایی جدید که ذهن مخاطب را به دنیایی جدید باز کند. نه آنکه مخاطب همچنان درگیر پاسخ‌ پرسش‌هایی باشد که به خاطر آن به مطلب شما رجوع کرده است.

به طور مثال می‌خواهیم مطلبی درباره حادثه تلخ ساختمان پلاسکو بنویسیم. هدف‌مان از نگارش چنین مطلبی این است که به چند پرسش اصلی درباره چگونگی فروریختن یک ساختمان در اثر آتش‌سوزی و مشکلاتی که ساختمان پلاسکو داشت، پاسخ دهیم.

مثلا پرسش‌هایی درباره مقاوت ساختمان، نوع مصالح به کار رفته در آن و مواردی دیگر. اما در نهایت این هدف را دنبال می‌کنیم که نشان دهیم چه کسانی یا چه نهادهایی می‌توانند مقصران اصلی این حادثه باشند؟

ولی در متن بنا به دلایلی به این موضوع وارد نمی‌شویم و حتی اشاره‌ای هم به آن نمی‌کنیم؛ و قضاوت را برعهده خواننده می‌گذاریم. خواننده هم براساس مستندات ما و آنچه از قبل می‌داند، درباره مقصران این حادثه قضاوت می‌کند. همان‌طور که می‌بینید ما در ذهن مخاطب در ابتدا پرسش‌هایی ایجاد می‌کنیم و سعی می‌کنیم به خوبی به آنها پاسخ دهیم.

اما در مقابل پرسش جدیدی ایجاد کرده‌ایم که او برای پاسخ به آن از قوه استدلالش کمک می‌گیرد؛ نه تخیل. به این صورت او تحت تاثیر محتوای پیام ما قرار می‌گیرد و آن را نقد می‌کند و قلم نویسنده برایش اهمیتی ندارد.

۲- مخاطب را بی‌جهت غافلگیر نکنید

چندی پیش یکی از نویسنده‌هایم مقاله‌ای در زمینه حیات در کیهان نوشته بود و از من خواست تا ایرادات فنی آن را برطرف کنم. بخشی از این مقاله درباره محدوده مشخصی در اطراف ستاره‌ها بود که اگر در آنجا سیاره‌ای وجود داشته باشد، احتمال شکل‌گیری حیات در آنجا بالاست. به این محدوده در علم نجوم کمربند حیات می‌گویند. در منظومه شمسی سیارات مریخ و زهره به ترتیب در لبه بیرونی و داخلی کمربند حیات خورشید قرار دارند.

دوست من شرح این موضوع را یک بار از طریق فاصله این سیارات از خورشید توضیح داد؛ بدون آنکه به اسامی سیارات اشاره کند و سپس در پاراگراف‌های بعدی دوباره همین موضوع را این بار با ادبیات مشابه و البته با اشاره به نام سیارات شرح داد.

بعد از او پرسیدم علت خاصی داشت که این‌گونه نوشتی؟ گفت می‌خواستم همه چیز را یکباره به خواننده نگویم و آن را شگفت‌زده کنم! و احتمالا به این صورت برای‌شان جالب‌تر باشد که چرا حیات در این سیارات شکل نگرفته است؟

در حالی که این کار به ظاهر غافلگیرکننده او، به طولانی‌تر کردن مطلب و بروز کژفهمی در آن منجر شده بود. غافلگیری یکی از اصول داستان‌نویسی ادبی است. اینکه با مخفی‌کردن موضوع یا واردکردن مبحثی به طور ناگهانی بخواهیم خواننده را غافلگیر یا شگفت‌زده کنیم.

اما در داستان‌گویی علمی و نگارش ارتباطی باید خواننده را با محتوای خود مجذوب کنیم. نه اینکه بخشی از آن را مخفی‌ کنیم و ناگهان در جای دیگری از متن نمایش دهیم. مگر آنکه موضوعی، پیش ‌نیازی بخواهد و طرح زودهنگام آن در نوشته به روایت اصلی مطلب لطمه بزند.

همچنین بشنوید: داستان‌گویی در نوشتن

۳- حوصله مخاطب را سر نبرید

در داستان‌نویسی ادبی، وقتی قرار است واقعه‌ یا چیزی را توصیف کنیم، کمی به آن شاخ و برگ می‌دهیم و حتی بخش‌هایی از آن را می‌گذاریم تا خواننده تخیل کند. ولی در داستان‌گویی علمی اگر لازم است توصیفی انجام دهیم، باید آن را دقیق و درست انجام دهیم. به شکلی که خواننده بتواند آنچه را ما می‌خواهیم در ذهن خود بسازد کند. اما گاهی اوقات در برخی متون علمی و ارتباطی، نویسنده چنان یک واقعه یا موضوع را ادیبانه و اغلب طولانی توصیف می‌کند که اشک مخاطب را در می‌آورد.

دکتر احمد توکلی از اساتید روزنامه‌نگاری کشور، در کتاب آیین نگارش در رسانه‌ها، در این زمینه مثال جالبی را نقل کرده است. او اعتقاد دارد روزنامه‌نگار (یا تولیدکننده محتوا) روای است و نه داستان‌نویس:

دیوارهای سبز، شمشادهای تاج گل به سر نهاده و در زمزمه شُرشُر شلنگ‌های آبیاری، چمن‌های به نم نشته و آواز عاشقانه پرنده‌ها و عطر یاس‌ها و اقاقی‌ها در قرمزای رزهای تازه گل‌داده، همه اینها برای آغاز به کار رئیس جمهور در یک صبح بهاری کافی به نظر می‌رسید.

متن زیر بخشی از یک مطلب آموزشی درباره راهنمای جستجوی عکس در گوگل است. به نحوه توصیف‌ نویسنده از صفحه جستجوی عکس توجه کنید:

وقتی شما تصویری را در گوگل پیدا کرده‌اید و قصد دارید آن را باز کنید، قبل از آن می‌توانید از پیشنهادات گوگل برای بهینه‌سازی جستجو برای تصویر موردنظرتان استفاده کنید. در این مرحله شما روی تصویر انتخابی خود کلیک می‌کنید و پیش‌نمایش بزرگ‌تری از آن را می‌بینید. در سمت راست تصویر نام عکس و توضیحات مربوط به سایز و آدرس سایت آن را می‌بینید. در قسمت پایین آن نیز پیشنهادات مشابه را مشاهده می‌کنید.

اما در این قسمت ۲ دکمه و یک لینک فعال است. با کلیک روی دکمه visit page به صفحه‌ای منتقل می‌شوید که تصویر انتخابی شما در آنجا بارگذاری شده است و ممکن است توضیحاتی نیز درباره تصویرتان در صفحه پیدا کنید که به درد شما بخورد. کلیک‌کردن روی دکمه view image باعث نمایش تصویر در اندازه و ابعاد واقعی می‌شود. اما وقتی روی لینک search by image کلیک می‌کنید، می‌توانید با توجه به همان تصویر، نتایج مشابهی را پیدا کنید که احتمالا با جستجوی عادی به آن نمی‌رسید.

همان‌‌طور که خواندید از توصیف‌های ادیبانه خبری نبود و نویسنده صفحه موردنظر را به شکلی واقعی و کاربردی توصیف کرد. اگر همراه با این متن، عکسی هم از آن صفحه ببینید، بدون‌شک متوجه می‌شوید که نویسنده اضافه‌گویی نداشته است.

همچنین بخوانید: معرفی سبک‌های نویسندگی

در نویسندگی علمی و تولید محتوا ما باید داستان‌گو و روایت‌گر آنچه دیده یا شنیده‌ایم، باشیم. به طوری‌که خواننده را به واقعیت و آنچه باید بداند نزدیک کنیم؛ ساده، راحت و با صراحت. در حالی که در حوزه ادبیات، داستان‌نویس به داستان‌پردازی براساس تخیلات، واقعیات و هر آنچه که به زیبایی اثرش منجر می‌شود، فکر می‌کند. جالب است داستان‌نویس برای افزایش جذابیت، بخشی از بار تصویرسازی ذهنی و تخیلات را نیز بر دوش خواننده می‌گذارد.


برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر درباره این سمینار روی لینک زیر کلیک کنید:

سمینار تولید محتوا در وب

محمدرضا رضائی

من محمدرضا رضائی، ژورنالیست و نویسنده علمی هستم. در این وب‌سایت قصد دارم تجربیاتم را در این زمینه با شما به اشتراک بگذارم.

در دوره رایگان و غیرحضوری نویسندگی علمی و تولید محتوا شرکت کنید. برای شرکت در این دوره کافی است نام و ایمیل خود را در فرم زیر وارد کنید تا دروس در کمتر از پنج دقیقه به ایمیل شما ارسال شود.

برای آشنایی با این دوره اینجا را کلیک کنید.

۱ نظر

منطقه سربرگ نوار کناری خود را در حال حاضر خالی است. عجله کنید و اضافه کردن برخی از ویدجت.